عباس اقبال آشتيانى

369

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ملك شمس الدّين بعد از اطمينان خاطر از جانب مغول بدفع دشمنان داخلى پرداخت ابتدا در سال 647 ملك سيف الدين حكمران غرجستان را كه از شناختن حكومت او بر آن ناحيه استنكاف ورزيده بود مغلوب كرد و ملك سيف الدّين كه به پناه ارغون‌آقا بخراسان رفت بتوسط او مقيدا پيش ملك شمس الدّين فرستاده شد و شمس الدّين كرت او را كشت و ملك نصير الدين حكمران سيستان را نيز از ميان برداشت و آن نواحى را كاملا مطيع خود كرد و تا ايامى كه هولاگو به قصد اسماعيليه لشكر بخراسان آورد ممالكى را كه منگو قاآن به او واگذاشته بود در قبضهء اقتدار خويش آورد و به اين شكل حكومت غير مستقيم مغول را در آن بلاد استوار نمود . در موقع حركت هولاگو به طرف ايران چنان كه سابقا نيز گفتيم از اولين كسانى كه باستقبال او شتافتند ملك شمس الدّين بود كه در نزديكى سمرقند به خدمت هولاگو رسيد و هولاگو در موقع تسخير قلاع اسماعيليهء قهستان ملك شمس الدّين را از طوس براى گرفتن ايلى از محتشم آن ولايات يعنى ناصر الدّين عبد الرحيم پيش او روانه داشت و او به شرحى كه پيش گذشت ناصر الدّين عبد الرحيم را پيش هولاگو آورد و به دستيارى او سردار مغول به سهولت بر قلاع قهستان دست يافت . ملك شمس الدّين تا آخر حيات هولاگو در خدمتگزارى مغول بود و چون او وفات كرد و اباقا خان به ايلخانى رسيد ملك شمس الدّين همچنان محترم و معزز بود تا سال 667 يعنى موقعى كه براق خان خراسان را مورد تعرض قرار داد . ملك شمس الدّين مقدم براق را استقبال كرده در خدمت او داخل شد ولى كمى بعد مصلحت خود را در ترك او ديده در قلعهء خيسار متحصن گرديد و تا براق بدست لشكريان اباقا منهزم شد در آن قلعه بود و چون براق منهزم گرديد جماعتى از حساد ملك شمس الدين را در كار پيشرفت مغولان جغتائى ذىدخل قلمداد كردند و اباقا تصميم بتخريب هرات گرفت ولى خواجه شمس الدّين محمد صاحب‌ديوان و بعضى ديگر اباقا را از اين خيال منصرف نمودند و گفتند صلاح آنست كه ابتدا ملك شمس الدّين را دستگير كنيم سپس بفكر هرات بيفتيم . اباقا اين مصلحت‌انديشى را پذيرفت و جمعى از لشكريان را به محافظت هرات گماشت . خواجه شمس الدّين صاحب‌ديوان در اين ضمن مراسله‌اى بملك شمس الدّين نوشت و او را به اردو خواست ولى ملك شمس الدّين